دلار آمریکا۲۶۸٬۷۰۰▲ ۰٫۱۵٪یورو۳۰۱٬۶۸۰▼ ۰٫۴۲٪درهم امارات۷۳٬۴۰۳▼ ۰٫۰۵٪سکه امامی۲۷۰٬۹۳۰٬۰۰۰▼ ۰٫۰۵٪طلای ۱۸ عیار۲۶٬۵۴۷٬۲۰۰▲ ۰٫۸۳٪انس طلا۴٬۱۳۰ $▼ ۰٫۲۵٪تتر۲۶۸٬۶۴۹▲ ۰٫۰۶٪بیت‌کوین۸۵٬۲۷۸ $▼ ۰٫۲۲٪اتریوم۲٬۶۹۶ $▼ ۰٫۲۲٪سولانا۱۱۹٫۵۸ $▼ ۱٫۱۳٪
همه نرخ‌ها

غم‌انگیزترین و تکان‌دهنده‌ترین مرگ‌ها در «بازی تاج و تخت» که بینندگان را شوکه کرد

سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) فقط یک اثر فانتزی نبود؛ یک تجربه عاطفیِ خشن بود که به ما یاد داد هرگز به هیچ شخصیتی بیش از حد دل نبندیم.

بازی۴ دقیقه مطالعهدیدگاه بگذارید
غم‌انگیزترین و تکان‌دهنده‌ترین مرگ‌ها در «بازی تاج و تخت» که بینندگان را شوکه کرد
غم‌انگیزترین و تکان‌دهنده‌ترین مرگ‌ها در «بازی تاج و تخت» که بینندگان را شوکه کرد
فهرست مطالب

    به گزارش نگاه فناوری:سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) فقط یک اثر فانتزی نبود؛ یک تجربه عاطفیِ خشن بود که به ما یاد داد هرگز به هیچ شخصیتی بیش از حد دل نبندیم. در دنیای بی‌رحم جرج آر. آر. مارتین، مرگ نه تنها بخشی از بازی، بلکه موتور محرک داستان است. در این مطلب، ۱۲ مرگی را مرور می‌کنیم که تماشاگران را وادار کرد با ناباوری به صفحه تلویزیون خیره شوند و اشک بریزند.

    ۱۲. لیدی؛ قربانیِ بی‌گناهی (فصل ۱)

    گرگینه‌ی ملایم سانسا استارک، اولین قربانیِ معصومِ سیاست‌های کثیف کینگز لندینگ بود. لیدی که نه به دلیل خطای خودش، بلکه به جای نایمریا مجازات شد، نشان داد که در این دنیا، بی‌گناهی سپری در برابر ظلم نیست. اعدام او به دست ند استارک، اولین تلنگر به سانسا بود که بداند جافری آن شوالیه رویاهایش نیست.

    ۱۱. میرسلا برثیون؛ تاوان گناهان خانواده (فصل ۵)

    میرسلا برخلاف برادرش جافری، مظهر مهربانی بود. مرگ او درست پس از لحظه‌ی طلاییِ اعتراف به پدرش جیمی، یکی از تلخ‌ترین تضادهای سریال را رقم زد. او قربانی انتقامی شد که هیچ نقشی در ریشه‌های آن نداشت؛ نمادی از کودکانِ جنگ که هزینه اشتباهات بزرگ‌ترها را با جانشان می‌دهند.

    ۱۰. سر جوراه مورمونت؛ پایانِ وفاداری (فصل ۸)

    وفادارترین شوالیه دنریس، دقیقاً همان‌طور که آرزو داشت، در میدان نبرد و در حالی که از ملکه‌اش محافظت می‌کرد، جان باخت. مرگ جوراه اولین خشت از بنای فروپاشی روانی دنریس بود؛ او کسی را از دست داد که بی‌قیدوشرط و با تمام وجود دوستش داشت.

    ۹. تومن برثیون؛ سقوطِ معصومیت (فصل ۶)

    تومن برای دنیای تاریک لنیسترها بیش از حد نرم و دل‌رحم بود. او که طاقت دیدن ویرانیِ عشقش (مارجری) و جنون مادرش را نداشت، با یک سکوتِ سنگین از پنجره به پایین پرید. مرگ او نشان داد که گاهی حتی پادشاه بودن هم نمی‌تواند مانع از فروپاشیِ یک روحِ پاک شود.

    ۸. ند استارک؛ شوکی که دنیا را تکان داد (فصل ۱)

    مرگ ند استارک قواعد بازی را عوض کرد. ما فکر می‌کردیم او قهرمان اصلی است، اما یوبی‌سافت با قطع سر او ثابت کرد که در وستروس، شرافت همیشه پیروز نیست. این مرگ، جرقه‌ی جنگ پنج پادشاه را زد و مسیر زندگی تمام فرزندان استارک را برای همیشه تغییر داد.

    ۷. دنریس تارگرین؛ سقوطِ ملکه (فصل ۸)

    مرگ «مادر اژدهایان» به دست عشقش جان اسنو، یکی از دوقطبی‌ترین لحظات تاریخ تلویزیون است. اگرچه مسیرِ تبدیل او به «ملکه دیوانه» بحث‌برانگیز بود، اما تماشای اژدهایی که جسد بی‌جان مادرش را با خود می‌برد، هر بیننده‌ای را در اندوهی عمیق فرو برد.

    ۶. هودور؛ دری را نگه دار! (فصل ۶)

    فاش شدن راز نام «هودور» و فداکاری او برای نجات برن، یکی از خلاقانه‌ترین و در عین حال دردناک‌ترین لحظات سریال بود. متوجه شدیم که تمام زندگی این مرد ساده‌دل، وقفِ یک لحظه‌ی نهایی برای نجاتِ استارک‌ها شده بود. عبارت «Hold the door» تا ابد در ذهن طرفداران حک شد.

    ۵. ایگریت؛ بوسه و خون (فصل ۴)

    «تو هیچ‌چیز نمی‌دانی جان اسنو!»؛ این جمله آخرین کلام زنی بود که وحشی بودن را با عشق پیوند زد. مرگ ایگریت در آغوش جان، یادآور این بود که حتی در میانه جنگ میان وحشی‌ها و نگهبانان شب، عشق می‌تواند جوانه بزند، هرچند که عمرش به کوتاهیِ یک تیر باشد.

    ۴. میساندی؛ جرقه‌ای برای خاکستر شدن یک شهر (فصل ۸)

    میساندیِ نیک‌سرشت سزاوار مرگی در آرامش بود، نه قطع سر با زنجیرهای اسارت. آخرین کلمه او، «دراکاریس»، تنها یک دستور به اژدها نبود؛ بلکه فریادِ خشمِ تمامِ رنج‌دیدگانی بود که به امید آزادی پشتِ سر دنریس ایستاده بودند.

    ۳. ثیون گریجوی؛ رستگاریِ کامل (فصل ۸)

    ثیون از منفورترین شخصیت به یکی از محبوب‌ترین‌ها تبدیل شد. مسیر او از خیانت به استارک‌ها تا فداکاری برای برن در مقابل پادشاه شب، کامل‌ترین قوس شخصیتی سریال بود. او در حالی مرد که ند استارک و برن او را «مردی خوب» خواندند.

    ۲. عروسی سرخ؛ قتل‌عامِ احساسات (فصل ۳)

    هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند وحشتِ سکانس «عروسی سرخ» را توصیف کند. خیانت لنیسترها و فری‌ها، به قیمت جان راب، تالیسا و کاتلین تمام شد. این سکانس فراتر از یک مرگ ساده، یک ترورِ روحی برای مخاطبانی بود که به پیروزیِ شمال ایمان داشتند.

    ۱. شیرین برثیون؛ دردناک‌ترینِ تمام دوران (فصل ۵)

    در صدر این فهرست، مرگِ مظلومانه شیرین قرار دارد. سوختن یک کودکِ معصوم به دستِ پدرش و به نامِ یک خدای موهوم، سیاه‌ترین نقطه‌ی سریال بود. صدای جیغ‌های شیرین که داووس و کتاب‌هایش را صدا می‌زد، به تنهایی کافی است تا این لحظه را به عنوان «احساسی‌ترین و آزاردهنده‌ترین مرگ وستروس» معرفی کنیم.

    سریال «بازی تاج و تخت» به ما آموخت که مرگ، عادلانه نیست اما به شدت تأثیرگذار است. کدام‌یک از این مرگ‌ها شما را بیشتر در هم شکست؟

    نظر شما

    —
    هنوز رأیی ثبت نشده
    1. ۵۰
    2. ۴۰
    3. ۳۰
    4. ۲۰
    5. ۱۰

    این مطلب چقدر به کارتان آمد؟

    روی ستاره‌ها بزنید

    واکنش شما

    اولین نفری باشید که واکنش نشان می‌دهد.

    خطایی در این مطلب دیدید؟ به تحریریه گزارش دهید؛ اصلاحیه‌ها طبق اصول تحریریه ثبت می‌شوند.

    نویسنده

    نویسنده

    نویسنده اخبار فناوری، موبایل و هوش مصنوعی در نگاه فناوری.

    همه مطالب زهرا صفاری

    دیدگاه‌ها

    ۰/۲٬۰۰۰

    دیدگاه‌ها پس از بررسی تحریریه منتشر می‌شوند. توهین، تبلیغ و لینک‌های بی‌ربط حذف می‌شوند؛ نقد فنی و مستند همیشه خوش‌آمد است.

    هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظرش را می‌نویسد.

    مطالب مرتبط